کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

میم مثل مادر.......

روز مادر مبارک به سلامتی همه مادر ها . . . به افتخار همه ی مادر های مهربان و دلسوز ، جوانی هایت را با بچگی هایم پیر کردم به موی سپیدت مرا ببخش ، مادر ، ای تمام هستی من ! سلامتی همه مادر ها . . . به سلامتی مادر بخاطر اینکه همیشه از غمهامون شنید اما هیچوقت از غمهاش نگفت . . . به سلامتیه مادرایی که با حوصله ای راه رفتنو یاد بچه هاشون دادن ، ولی تو پیری بچه هاشون خجالت میکشن ویلچرشونو هل بدن ! به سلامتی مادرا که وقتی با جارو برقی میان تو اتاق انگار چنگیز خان حمله کرده . . . ! سلامتی مادر وقتی غذا سر سفره کم بیاد ، اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . . به سلامتی مادر که بخاطر ما هیکلش به هم خورد ! به سلا...
31 فروردين 1393

سفرنامه ی نوروز 93........

سلام عزیز دلم. امسال مسافرت به معنای واقعی نرفتیم ولی به معنای غیر واقعی یه مسافرت دو روزه به همدان داشتیم. دوم عید رفتیم همدان  یه روز بعد از ظهر رفتیم گنجنامه یه رستوران سنتی   بابا در حال عکـــــــــــــــــاسی آرامگاه بوعلی یه روز هم رفتیم لالجین کیانا در یه فروشگاه ظروف سفال در لالجین اینم از خرید تو ناز گلم. اینم یه عکس از  تو و خرگوش شبی که برگشتیم ساوه و با خاله سمیرا اینا رفتیم باغ گیلاس این قدر پرسنل باغ گیلاس عاشق تو هستن که هر بار میریم این خرگوش رو از قفس میارن بیرون تا تو باهاش بازی کنی. از بس تو ماه و دوست داشتنی هستی........ اینم از تعطیلات خ...
18 فروردين 1393

کیانا و سفره ی هفت سین.......

سلام یکی یدونه چراغ خونه...... روز 29 اسفند از صبح مشغول تدارک واسه سال تحویل بودیم شب قبلش شام خونه ی مامان سکینه بودیم و اون شب قرار بود بریم خونه ی مامان اکرم........ خلاصه که کلی هم کار داشتم از صبح که بابا جون کلی کمکم کرد کم کم به لحظه ی تحویل سال نزدیک میشدیم که من و تو بابا جون مشغول چیدن سفره ی هفت سین شدیم.لحظات غریبی بود و یه جور استرس و اضطراب و دلشوره داشتیم. لباسهای نو تنت کردم موهای نازتو مرتب کردم و همگی سر سفره نشستیم. قبلش کلی عکس از سفره انداختیم اینا هنر دست توئه نازنینم قربونت برم الهی....... اینا رو هم خودم گرفتم. خلاصه چند تا عکس هم با بابا و مامان گرفتی ...
18 فروردين 1393

سال نو با تاخیر مبـــــــــــــــــــــــارک......

سلام عزیزم يادم باشد که زيبايي هاي کوچک را دوست بدارم حتي اگر در ميان زشتي هاي بزرگ باشند يادم باشد که ديگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که مي خواهم باشند يادم باشد که هرگز خود را از دريچه نگاه ديگران ننگرم که من اگر خود با خويشتن آشتي نکنم هيچ شخصي نمي تواند مرا با خود آشتي دهد يادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصي که با خود مهربان نيست نمي تواند با ديگران مهربان باش عمري با حسرت و انده زيستن نه براي خود فايده اي دارد و نه براي ديگران بايد اوج گرفت تا بتوانيم آن چه را که آموخته ايم با ديگران نيز قسمت کنيم .  لحظات از آن توست؛ آبي، سبز، سرخ، سياه، سفيد رنگهايي را که بايسته است بر آنها بزن...
18 فروردين 1393
1